اسكندر بيگ تركمان

975

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

در عالم اسباب و نشاء تعلق بر همزن هنگامه جهانى تواند بود كان لم يكن انگاشته بمقتضاى وحدت ازلى اين شيوهء ستوده را به حكم سلطان خرد و فرمانرواى عقل كه در ذات كاملة الصفات پادشاهان عدالت شعار اضعاف مضاعف عالميانست از دست نميدهند . الحاصل چون آن جماعت عازم رفتن شدند كس نزد شاه كلان حاكم زمين داور فرستاده از صورت واقعه اعلام دادند كه قلعه را بامراء عظام شاهى سپرده هر كس ميل رفتن ديار هند داشته باشد بديشان پيوندد كه باتفاق روانه شوند اما از آن جماعت بمحض سفاهت و بيعقلى و توهمات لايعنى امرى در نهايت غرايب و عملى بسيار ناهنجار بظهور آمد كه بيجهتى خود را معرض هلاك و بوار انداختند . شرح واقعه آنكه چون خسرو سلطان با فوجى از افواج قاهره بنوعى كه بتحرير پيوست بپاى قلعه زمينداور رسيدند شاه كلان و مستحفظان قلعه بدستور عبد العزيز خان و رفقا سلوك طريق خلافت اختيار كرده در مقام سركشى و قلعه‌دارى درآمدند و تا بيست روز تلاش بيفايده كردند بعد از آنكه خبر فتح قلعه قندهار بايشان رسيد از قلعه‌دارى مأيوس گشته با كمال يأس و نوميدى بيرون آمدند اما از مخالفت و جنگ و جدالى كه فيما بين وقوع يافته بود خائف و هراسان بوده بمظنه آنكه مبادا سپاه قزلباش در مقام انتقام درآيند با خود مخمر ميسازند كه در هنگام فرصت دستبردى كه توانند نمود به طرف كابل روند . روزى خسرو سلطان به جهت رفع مظنه و دل نگرانى و تأليف قلوب و اطمينان خاطر آن جماعت و قاعده و آداب بزرگان روزگار اظهار خصوصيت و آشنائى دوستانه كرده طرح ضيافت و ميهمانى انداخت و شاه كلان را با خواص و اعيان آن طبقه دعوت نموده بزم ملوكانه آراست هنوز امراء و اعيان قزلباش جمع نشده بودند كه شاه كلان بساير ميهمانان سبقت گرفته با چند نفر از آن مغلوبان سلطان واهمه پيشتر آمده در مجلس قرار گرفتند و همگى بوكده و جمدر هندى و آلات جارحه با خود داشتند خسرو سلطان با ايشان تواضعات آدميانه كه راه و رسم مردمى و آئين ميزبانى و ميهمان نوازى است بظهور آورده بمظنه آنكه مبادا موجب افزونى وحشت و موهم دل نگرانى آن قوم گردد در تكليف اسلحه و يراق گشودن كه عرف و عادت قديمهء بزم آرايان محافل روزگار است تأمل داشته تا آنكه گروهى ديگر از سپاهيان به همان دستور يراق بسته نمايان شدند خسرو سلطان برفق و ملايمت و مردمى يارانه [ 687 ] مخصوصانه بشاه كلان اظهار نموده كه درين گرمى هوا يراق بسته نشستن چه لازم است اگر برفقاء و ياران خود اشاره نمايند كه آلات جارحه و يراق گشوده بىتكلفانه شيوهء دوست نوازى مسلوك دارند هر آينه موجب راحت و آسودگى و استراحت خواهد بود چندى از خدمتكاران برسم عادت پيش ميروند كه وظيفه خدمت بجاى آورده التماس يراق گشودن نمايند آن جماعت ابا و امتناع نموده مضايقه مينمايند . در اثناى كشاكش خدمتكاران كه وظيفهء عموم آداب دانان خدمتگزار است از آن مغلوبان معركه و هم يكدو جاهل نادان از كمال جهالت و سفاهت دست بر بوكده و جمدر برده حواله پيش خدمتان نمودند خسرو سلطان از مشاهدهء اين حال بتوهم آنكه مبادا از آن طبقه آسيبى به او رسد يا خيال ديگر داشته باشند احتياط ورزيده از مجلس برخاسته ارادهء بيرون رفتن مينمايند آن جماعت بتصور غلط و خيال باطل بهم برآمده اكثر دست بآلات جارحه برده بخسرو سلطان حواله مينمايد و چند نفر از اهل خدمت را زخمى كردند طبقهء قزلباشيه كه چند نفر را زخمى و آن طايفه را حريص و پرخاشجو و با شمشيرهاى